سوژينسوژين، تا این لحظه: 16 سال و 4 ماه و 19 روز سن داره

دختر نازم سوژین

عکس نامه از سفر تابستانی

مسافرتمون ٩ روز طول کشید و طولانی ترین مسافرتمون بعد از تولد تو بود و این رو هم فهمیدم تو هم مثل مامان اگه بیشتر از ٣ روز خونه نباشی خیلی دلتنگ خونه خودمون میشی..... یعنی روزبروز که بزرگتر میشی بیشتر متوجه شباهتهای رفتاری و اخلاقیت به خودم میشم.... مسافرتمون از کلاردشت شروع شد و بعد از طی کردن شهرهای ساحلی رفتیم سرعین حالا سفرنامه به روایت تصویر     ژست جدید پدر و دختر در جاده چالوس   دیدار غیر منتظره دوست عزیزمون در کلاردشت بوسه شیرین در هوای مه الود جنگل عباس اباد حالا کجا شن بازی کنم که کثیف نشم   مشغول شن بازی می شویم مادر و دختر در کنار دریا پدر و دختر وقتی دو تا...
3 مهر 1391

لجبازی های دوسالگی

   دو سالگی رو گفتند شروع دوره استقلال بچه ها ولی بچه نمی دونه چجوری استقلالش رو بیان کنه و یه جورایی رفتارهای لجبازانه پیش میاد که بعضیهاش واقعا عجیبه و ادم می مونه چجوری برخورد کنه... تو این قسمت می خوام چند تا از تجربیات خانواده سه نفری خودمون رو در این رابطه بگم .... این رفتارا اقتضای سنه و امیدوارم مامان و بابای خشنی به نظر نرسیم چون تو کتابا گفته باید برخوردهای جدی تو این مواقع کرد که بچه 2 ساله رفتار صحیح و غلط رو تشخیص بده..... اولا بگم کلا این روزهای ما شده نیام نیام... هر چی که با نه شروع بشه... نمی خورم, نمی خوام, نمی ام, نمی رم, نمی پوشم, نمی خوابم..... خلاصه کلمه ای که بیشتر از هر چیزی تکرارش می...
28 شهريور 1391

روز دختر مبارک

  ای دختر نازنینم , ای عزیز جانم... روزت مبارک... روزت مبارک... روزت مبارک امسال سومین ساله که روز تولد حضرت معصومه که به عنوان روز دختر نامگذاری شده برای ما معنای دیگه ای داره چون تو رو داریم یه دختر ناز و عزیز و دوست داشتنی.... از دیروز که بهت گفتم روز توئه به بابا سفارش دادی برات جایزه بخره و ازش هم تخم مرغ شانسی خواستی به زبون خودت از اون تهمه مرغ باز می خوام... من هم که میگم کتاب براش بگیر میگی نه خودم دارم..... به مناسبت این روز به یه مهمونی که در واقع مولودی بود رفتیم ولی چون تو فکر می کردی تولده رقص هم کردی .... خیلی هم بهت خوش گذشت و با  شینا و دوست جدیدت که اونجا پیدا کرده بودی  کلی بازی کردی.... بعدش رفتیم پ...
28 شهريور 1391

روزهای تابستانی

شاید این مطلبی که اینجا می ذارم از همیشه خیلی طولانی تر باشه ... اخه روز بروز که میگذره و تو بزرگتر میشی احساس می کنم شیرینتر و جذابتر میشی... بیشتر مطالب رو هم برای دل خودم نوشتم که در اینده رجوع کنم و یاد این روزای خوش بیفتم... پس اگه هیچ وقت هم نیومدی اینا رو بخونی ایرادی بهت نیست عزیز دلم... اولا یه سری جملاتی که بامزه تلفظ میکنی البته شاید نتونم خوب توصیف کنم اخه اداها و حرکاتی که در میاری خیلی با مزه تر میکنه حرفات رو... چیزی می خوام بخورم میگی می پره گلوت البته دو دستی هم اشاره میکنی که بیشتر مواظب باشم مامان عزیز من دتر خوبیه... نونین دتر خوبیه... بابا دتر خوبیه موقع تاپ سواری :   مپم هل نه... تاپ نونین ار...
1 شهريور 1391

سفرنامه

اینجا می خوام عکسا و یه توضیحای کوچیکی از مسافرتهایی که تو این دوسال رفتی بزارم تا هم مروری به عکسات کرده باشیم و هم یه سری توضیحات از هر زمان بدم سفر ١: اولین سفرت بود که تازه سه ماهت کامل شده بود...تو تعطیلات عید فطر رفتیم شمال تو یه ویلای خوشگل کنار دریا تو شهر رویان که برای همکار بابا بود..... تاریخ حرکتمون دقیقا ٢٣ شهریور بود که همون عدد مورد علاقه من... اولین مسافرتمون بعد از اسباب کشی به خونه جدیمون بود که به خاطر فاصله طولانی بین مسافرتها خیلی بهمون خوش گذشت و همسفرامون هم حدود ١٠ نفر بودند که اقای احیایی با خانواده و دوستاش بودند... اندازه به عروسک بودی و برای اولین بار هم سرماخورده بودی و اخرین روزای مریضیت بود که داشتی ا...
12 مرداد 1391

25 ماهگی

ژست خنده خیلی جدی مشغول بازی   قربون همه مهربونیات .. قربون اون بوسه های شیرینت که اگه احساس کنی جاییم درد میکنه فراوون نثارم میکنه تا اوفف اوب بشه دیگه وقتی جاییت درد میکنه میگی ولی جالبش دیشب بود که میگفتی نونین حالش بده بره دتر!!! مامان دل درد... دست اووف... پا درد شدیدا علاقمند یه اقای دکتر شدی و دائما ازم میخوایی ببرمت دتر و میگی نونین دلش درد بره دتر...  روزی که رفتیم دکتر خیلی رفتار خوبی داشتی که ما شگفت زده شدیم.. شاید تاثیر قصه هایی که برات گفتم ولی هرچی دیگه از دکتر نمی ترسی و دوستش داری شدیدا به قصه اینا دوچرخ علاقمند شدی و روزی چندین بار باید برات بگم و خودت هم همکاری میکنی و از قسمت "دتر گفت اینا کو...
18 تير 1391

تولد رنگین کمونی

دختر گلم امسال دو تا تولد داشتی یکی تولد خودت بود که روز تولد خودت برگزار شد و یکی دیگه تولد دسته جمعی یکسری نی نی های دوست داشتنی همسن خودت که تو خرداد به دنیا اومده بودند که روز 28 خرداد منزل الین جون برگزار شد... البته تو به هیچ وجه قبول نداری که تولد تو هم بوده و همش میگی تولد الینه و عاشق فیلم تولدی هستی که اونجا گرفتم و یکی یکی کارایی که بچه ها کردن رو تعریف میکنی.. کارتون رنگین کمان رو هم که می بینی باز میگی تولد رنگین کمونی الین مبارک.... مهمونی تولد با حضور 8 نفر هستی, کیمیا, سورنا, الین, آوینا, باران , ثنا و سوژِین برگزار شد و دو نفر هم امیرعلی و سودا غایب بودند... تزئینات و کارای تولد بر عهده دوست خوبمون منیره جون بود یعنی هم...
13 تير 1391